پرچم بالاست

وب فارسی - پرچم بالاستیه مدت غر زدن و گلایه کردن روترک کرده بودم. فکر کنم آخرین گلایم چند ماه پیش بود؛ اما واقعاً دیگه نمیشه تحمل کرد این فشارها رو.
به نظرم تو این مدت این گلایه‌ها رو مطرح کردم:
لطفاً کامنت بگذارید
تا به کی سکوت
مافیای وب، توهم یا واقعیت
واقعیت های وب فارسی در یک نوشته
وب فارسی،دزدی به روشی محترمانه
بالماسکه یا اینترنت؟
چرا در وب فارسی موفق نیستیم؟
من فعلاً فقط نصیحت میکنم

ولی هر چی فکر کردم دیدم دیگه سکوت و سکون جایز نیست نه از طرف من و نه از طرف همکاران و دوستان من. آخه دیگه این موضوع شخصی نیست ما مسئولیم در برابر بقیه. خدا شاهده من احساس عذاب میکنم از این سکوت.
من کاری رو نمیکنم ولی وقتی کردم تا تهش میرم حالا هر چه شد شد. من یه کاری رو نمیکنم اما وقتی کردم باید سنگ تموم بزارم. نمونش همین وب‌لاگ من نمیگم مطالبم خوب و آموزندس، ولی وقتی اومدم پست گذاشتم که «آمدم تا که بگویم» یعنی واقعاً آمدم.

طرف داخل دیسکرپشن (توضیحات) سایتش میزاره روز نوشت های فلانی بعد که میری چک میکنی میبینی که آخرین مطلبش برای ۳ ساله گذشتس، خوب آخه این دیگه چه روز نوشته ای !؟
اخه وقتی میای یه بلاگ راه می اندازی بهش رسیدگی کن، مخاطب چشمش به مطلبته، داداش جون تا یه شهرت پیدا میکنی و چندتا پروژه میگیری دیگه ایمیل ها رو هم جواب نمیدی! رفقا اندکی جنبه بد نیست.
من، همکاران و هم تیمی هام از سال ۸۹ سکوت کردیم، چیزی نگفتم و خون دل خوردیم. تو این مدت با خیلی ها از طریق همین وبلاگ آشنا شدم تو سرتاسر ایران و حتی دنیا.

بعضی از رفقا که در جریان اتفاقات در این چند سال بودن ازم گله میکردن که چرا سکوت می کنم. یه عزیزی بود که خیلی ازش تشکر میکنم از راه دور حمایت می کرد و دل می سوزوند این بنده خدا توی تورنتو بود و یادمه یکبار ۳ ساعت داشتیم با هم حرف میزدیم و می گفت که از وقتی اومدم اینجا دیگه از فضا و جو مافیای وب ایران دور شدم و به راحتی میتونم کار کنم، استارتاپ های شخصی خودم رو بدون ترس و دغدغه راه اندازی کنم ولی دلم می سوزه برای استعدادهایی که دارن حیف میشن و له میشن.
خیلی از رفقا به من لطف داشتن و من رو شرمنده کردن یه بنده خدایی بهم چند وقت پیش زنگ زد و گفت که هفته دیگه میام تهران اگه امکانش باشه با هم یه قرار بزاریم کمی در مورد مشکلات وب ایران صحبت کنیم.

این موضوعات و صحبت ها علاقه مردم رو به این موضوع نشون میده، نشون میده که مردم چشمشون بسته نیست و دارن میبینن که چه اتفاقاتی می افته.
به خدا این لطفه رفقاست که من رو مورد لطف و مرحمت خودشون قرار میدن وگرنه من که چیزی بارم نیست فقط از دور تماشا میکنم.
من در برابر همین رفقایی که دارم میگم مسئول هستم، حالا هر اتفاقی که می خواد بی افته بی افته و هر چقدری که میخوام مشغله داشته باشم. سنگینی فعالیت در King Studio یک طرف و فعالیت در شرکت سایتک یک طرف و فعالیتم در مرکز تحقیقاتی تعالی سازان یک طرف و مسائل شخصیم هم یک طرف، همه این کارها به کنار ارتباطم از طریق این وبلاگ با مخاطبا و رفقا هم یک طرف. یا نباید وارد عمل شد یا وقتی شدی باید تمام و کمال و با جون و دل وارد بشی.
باز دارم میگم من ادعایی ندارم و واقعاً این لطف خیلی از اساتید و رفقاست که بنده رو مورد اعتماد میدونن. باور بفرمایید شده رفتم جایی همه فضلا، اساتید و متخصصین اهل فن جمع بودن و اومدم حرف بزنم هیچی تو دستم نبوده برگشتم گفتم خدا خودت یه کمکی بکن، خودش رسونده و کمک کرده جلسه هم اینقدر خوب شده که مثل توپ صدا کرده، حالا شده جایی هم رفتم ۱۰ تا مقاله تو کیفم ۱۵ اسلاید هم با خودم بردم نشده.

ما به فقر خودمون اگاهیم و این لطف دوستانه که من رو مورد اعتماد میدونن.
حالا من نباید از این لطف و مرحمت این دوستان سواستفاده بکنم چه در جهت شهرت و چه در جهت کار. وقتی عزیزی از ۱۰۰ کیلومتر اونطرف تر بلند میشه میاد یه ایده ای رو حضوری به من توضیح بده من باید کاری بکنم که مدیون این طرف نشم و امیدش رو نا امید نکنم.

خیلی سعی کردیم انتقادهامون، نصیحت هامون و عرایضمون رو خصوصی مطرح کنیم اما نشده، نخواستن که بشه.

دست گذاشتیم روی وب دیدیم ای داد بی دود اوضاع خیلی خرابه، رفتیم سراغ شرکت های میزبانی وب و هاستینگ ها دیدیم که ای دل قافل اینا وضعشون بدتره، رفتیم سراغ ISP ها اینترنتی دیدیم که اینا هم چنگی به دل نمیزنن. شکایتمون رو بردیم وزارت دیدم که اینجا وضعش اندکی بدتره و پیش خودمون گفتیم که هر چه بگندد نمک میزنیم وای به روزی که بگندد نمک.

امروز متوجه فعالیت جریان دیگری در فضای مجازی شدم با نام «وب فارسی» که اتفاقا اهداف و ایده‌های مشترک زیادی با ما دارند. و اهداف روشن و درستی رو دنبال می‌کنن که من از همین‌جا از حضور این عزیزان حمایت می‌کنم و امیدوارم در کاری که شروع کردن موفق باشن. ارتباط‌هایی رو باهاشون برقرار کردم و صحبت‌هایی هم داشتیم که در این صحبت‌ها به نقاط مشترک بسیار زیادی رسیدیم و مشخصا این گروه هدفی جز پیشرفت وب‌ فارسی نداره و از این بابت خوشحالم و به این عزیزان خوش‌آمد می‌گم و از همین جا از همه فعالان حوزه وب و اینترنت دعوت می‌خوام تا اگه جایی مشکلی میبینن واقعاً بیان و مطرح کنن. تا وب فارسی از این منجلابی که الان درش گیر کرده بیرون بیاد.

این گروه ظاهرا فعلا کارش رو با شبکه‌های اجتماعی فیس بوک و گوگل پلاس شروع کرده.

تو کل دنیا همه تو وب یه هدف دارن و اون هم بزرگ شدن بستر اینترنت و وب هستش اما تو وب فارسی هم یه هدفی توسط یک سری افراد پیش گرفته شده اون هم تخریب بقیه هستش.

شاید اگه همینجا حرفام رو تموم کنم خیلی بهتره باشه.

۴ ديدگاه براي “پرچم بالاست

  1. علی جلالی گفته است:

    عصبانیتت رو نبینم سردار

  2. faeze گفته است:

    غر زدن و گلایه کردن ممنوع 🙂

  3. مهدی گفته است:

    شما که همیشه پرچمت بالاست سردار

  4. مهدی گفته است:

    حاج حمید ما که همیشه پرچمش بالاست و ما بدجور بالا خواهش هستیم.

دیدگاه ها بسته اند.