دنیا اگر به کام تو شد شد، نشد نشد

دنیا اگر به کام تو شد شد، نشد نشدگاهی هزاران حرف در دلمون هست اما بیانش خیلی خیلی خیلی سخته.

گاهی یه شعر میتونه خیلی حرف بزنه، این توانایی رو داره که ساعت ها، روزها و حتی سالها آدم رو به فکر ببره، می تونه از پایه به لرزه در بیاره.

گه گداری یه اتفاقاتی برای ما آدما می افته که حتی فکرش رو هم نمیتونیم بکنیم و حتی حرفی هم در موردش نمی تونیم بزنیم و تنها کار میتونه سکوت باشه.

یه سکوت سنگین که کلی حرف درش نهفتس.

خیلی وقتا یه اتفاقاتی می افته که حتی قابل پیش بینی نیستند و نمیتونیم جلوش رو بگیریم.

اما اما اما . . . .

ای دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد                      دولت اگر غلام تو شد شد، نشد نشد

این دختر زمانه که هر دم به دامنی ست                        یکدم اگر به کام تو شد شد، نشد نشد

این سکه ی بزرگی و اقبال و سروری                             یک روزهم به نام تو شد شد، نشد نشد

چون کار روزگار به تقدیر یا قضاست                               تقدیر بر مرام تو شد شد، نشد نشد

روز ازل چو قسمت هر چیز کرده اند                               عیشی اگر سهام تو شد شد، نشد نشد

چون باید عاقبت بنهی خانه را به غیر                            آباده کاخ و بام تو شد شد، نشد نشد

زان می که تر کنند دماغی به روز غم                           یک قطره گر به جام تو شد شد، نشد نشد

دامی به شاهراه مرادی بگستران                                این صید اگر به دام تو شد شد، نشد نشد

یک دم غنیمت است بنوشان و می بنوش                    صبح امید شام تو شد شد، نشد نشد

در درگه ملک چو غلامان بزی حکیم                            بر حضرتش مقام تو شد شد، نشد نشد

نمیدونم در مورد این اتفاقات که تو زندگی ما آدما می افته چی باید گفت!!!

آیا میشه چیزی گفت !؟

میشه همه این اتفاقات رو به فال نیک گرفت !؟

شاید بشه با سکوت و لبخند از کنارشون گذشت، حتی اگر از درون در حال داغون شدن باشیم.

و باز تاکید می کنم همه مشکلات از اونجایی شروع میشه که کلافه شدی، درد میکشی و نمیدونی اصلاً چه خبره حتی نمیتونی یه جا بشینی و مجبوری بگی و بخندی که کسی چیزی نفهمه !!!

نمیدونم شاید حکمتی در این اتفاقات هست که ما خبر نداریم.

نمیدونم آخرش چه اتفاقی قراره بی افته، قراره چی بشه !؟

و این شعر هم باشه آخر کلامم . . . .

عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو                           خوب و بد میگذرد وای به حال من و تو

قرعه امروز به نام من و فردا دگری                                  میخورد تیر اجل بر پر و بال من و تو

مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی                                 گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو

۷ ديدگاه براي “دنیا اگر به کام تو شد شد، نشد نشد

  1. elahe گفته است:

    کاملا موافقم اتفاقاتی که میتونی از افتادنشون هم خوشحال باشی هم ناراحت وفقط بگی ایکاش همش خواب بود

  2. جمشیدی گفته است:

    جناب همتی عزیز این شعر شما من رو یاده یک شعر انداخت که مدت ها پیش شنیده بودم و فراموشم شده بود

    دنـیـا اگـر بــه کـام تــو شـد شـد ، نـشـد نــــشــــد

    وفــــق مـــــــراد و رام تـــــــــــــو شد شد ، نشد نشد

    آن آهـــوی رمـــیــده بــــه صــحـرای بـیـکران

    روزی اســـــــــیــــــــر دام تــــو شـد شـد ، نـشـد نـشد

    وان طـائـــر خـجـسـتـه کــه نـــامـــش بود هما

    پــرپر زنان بـــــه بــــــــام تــــو شـد شـد ، نشد نشد

    زان بـاده دو سـالـه کـه چـون آب زندگی است

    یـــک جــــرعــــه اش بــه جـام تـو شد شد ، نشد نشد

    ماهی و مرغ و سوپ و فسنجان و آش کشک

    آمــــاده بــــهـــــر شـــــام تــــو شــد شـد ، نـشـد نـشـد

    رفـــتــی اگــــر بــــه مـــنــزل یــــاران گه نهار

    شـــیـــریــــن پــــلـــو طـــعـــام تـو شـد شد ، نشد نشد

    شــیــدا سـخـنــوری و سخن سنج و طنز گوی

    تــــجـــلـــیــــلــــی از مــقـــام تــو شـد شـد ، نشد نشد

  3. کامران گفته است:

    ما به این دنیا آمده ایم که چیزی به کام ما نشه حمیدخان

  4. مصطفی گفته است:

    راست میگی حمیدجان “عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو”

  5. علی جلالی گفته است:

    بدجور دلت گرفته حاج حمید 🙁

  6. فائزه گفته است:

    تنها چیزی که میشه گفت: اینکه ،این نیز هم بگذرد

  7. مهدی گفته است:

    حاجی قضیه چیه !؟

دیدگاه ها بسته اند.