گرداب مجازی

گرداب مجازیسال ها پیش که تازه کلنگ تاسیس وبلاگی با نام دنیای مجازی ولی واقعی را بر بستر وب فارسی زدم، هیچ وقت تصور نمی کردم که این دنیای مجازی اینقدر بزرگ و واقعی شود که حتی با تمام جزییات جای دنیای قدیمی ما را نیز بگیرد.
دستمال کاغذی های وایبری، دمپایی های فیسبوکی، کیف پول های اینیستاگرامی همه و همه مجازی هایی هستند که اینقدر در آنها غرق شدیم که حتی در دنیای واقعی نیز نمیتوانیم از آنها دل بکنیم.
امروز وقتی از آینه به عقب نگاه کردم به ناگاه مطلبی این چنین ذهنم را آشفته کرد.
ما زمانی که در منزل، محل کار، میهمانی و هر شرایط دیگری هستیم بیشتر از واقعیت، حواسمان را به دنیای مجازی می دهیم که خودمان را در آنها غرق کرده ایم.
گروه های مختلف وایبری و تلگرامی که حتی در سرویس بهداشتی هم چشم از آنها بر نمی داریم.
زمانی که شبکه های اجتماعی نوپایی همچون فیسبوک پای مبارکشان در ایران باز شد هیچوقت به اینگونه در آنها غرق نبودیم، نه من بلکه خیلی از دوستان و اهالی فن. هنوز که هنوزه خاطرم هست برای چک کردن فیسبوک و انتشار مطلب نیز زمان های خاصی داشتیم و در باقی روز و شب به انجام امور روزانه، عادی و غیر عادی خود می پرداختیم.
اما متاسفانه در این روزگار کاملا معکوس وار عمل میکنیم، صبح و شب خود را در بالا و پایین کردن در گروه های اجتماعی میگذرانیم و فقط برای خورد و خوراک و رفع نیازهایمان هر از چندگاهی دل از دنیای مجازی کنده و به رفع حاجات خود می پردازیم.
خاطرم هست چندی پیش در جوار جمعی از دوستان بودم که به ناگاه خبر تلخ جدایی و طلاق یکی از افراد توجهم را به خود جلب کرد، زمانی که به صورت کنجکاوانه پیگیر شدم، علت جدایی به قدری روحم را آزرده کرد که واقعا نه تنها از دنیای مجازی بلکه از دنیای واقعی نیز متنفر شدم. علت طلاق این زن و شوهر چیزی نبود جز اعتیاد مرد به بازی کلش و صرف هزینه پنج میلیونی در بازی!
بنده حقیر به عنوان یک فعال فضای مجازی، یکی از طرفداران استفاده از شبکه های اجتماعی برای تمامی اقشار جامعه هستم اما نه در این حد و با این وضع.
برای استفاده از فضای مجازی به یک استراتژی قوی نیازمندیم، اما امروزه شاهد آن هستیم که کودکان دهه هشتاد وارد این عرصه خطرناک شده اند.

توضیح بیشتری دیگر نیاز نیست فقط در یک کلام می گویم: لطفا کمی بیشتر دقت کنیم.