شهرت بازی

بازی شهرت بگذارید با صراحت بگویم: شهرت جز اصلی ترین نیازهای هر فرد و یا هر موسسه یا کمپانی می باشد، شهرت هستش که باعث تمایز افراد با یکدیگر میشه.

پیدا کردن شهرت مثل پیداکردن سابقه کار در لیست های استخدام و مصاحبه های استخدامی هستش، مسئله ای که خیلی از تازه کارهای بازار کار رو اذیت میکنه و می رنجونه، تصور کنید برای استخدام وارد یک موسسه ای می شید و در بدو ورود و کلی خوش و بش با شما یک فرم به شما جهت تکمیل می دهند.

و شما هم که خیلی خوشحال هستید که تونستید یک کاری رو نصیب خودتون کنید و در حال پرواز در بین آرزوهاتون هستید بصورت ناگهانی با فیلدی بنام (سابقه کار) در اون فرم مواجه می شید.

و اونجاست که شما به ناچار باید از پرواز در آرزوها و خیالتون دست کشیده و دکمه Eject رو فشار بدید.

مسئله جالب و خنده دار این جاست که همه میگن باید از یه جایی شروع کرد برای سابقه کار و جالبتر زمانیه که همه از شما سابقه کار میخوان.

با این همه مقدمه چینی می خواستم به اینجا برسم که خیلی از افراد به شهرت نیاز دارن و باید دقت کرد شهرت جز الزامات هر کاریه.

خیلی از دوستان تازه کار بنده چه در زمینه عکاسی و چه در زمینه طراحی و توسعه وب این سوال رو از من دارن که “از کجا به شهرت دست پیدا کنیم”

کسب شهرت اولیه کار چندان سختی نیست، شاید هم باشه.

اگر شما به یک حساب پر پول مجهز باشید، شما رسماً و بالفعل فرد مشهوری هستید چون به خودی خود شما با افراد پولدار تر از خودتون وارد کانال های ارتباطی می شید و مهمتر و بهتر از همه اینکه به دلیل وجود پول در جیب های مبارکتون همیشه افرادی رو همانند مگس های دور شیرینی در اطراف خودتون دارید که به خاطر اسکناس های مبارک، شما رو اسطوره خودشون قرار داده اند.

توجه: این سبک از شهرت تا زمانی ادامه داره که حساب شما پر از پول و جیب هاتون پر از اسکناس باشد، و به محض تخلیه حساب شما و پودر شدن پول های درون جیبتون این مگسان (مودبانه ترش رو میشه گفت نوچه) به دنبال شیرینی دیگری می گردند.

بگذارید سبک دیگری از کسب شهرت را با مثال های گوناگون برای شما بیان و تشریح کنم. فرض بفرمایید که شما عکاس هستید، یک روز صبح از خواب بیدار می شوید و تصمیم می گیرید در بالای پیج خود بنویسید “عکاس شخصی جنیفرلوپز – JLO Photographer” قطعاً بسیاری از از مراجعان به پیج شما عنان خود را از کف می دهند و از خود بی خود می شوند و حتی عده ای دیگر نیز خود را به هر کوی و برزنی می زنند تا بتوانند با شما ارتباط بر قرار کنند.

حال بگذراید به اتفاقات صورت گرفته قبل از آن صبح پر شکوه اشاره کنم، صبحی که شما در آن به ناگاه عکاس شخصی یکی از بازیگران معروف می شوید.

شاید شما بصورت کاملا اتفاقی از سر صحنه فیلم برداری عبور می کردید و ناگاه به شما الهام شد که عکسی از بازیگر مورد علاقه خود بگیرید و آن را در آرشیو خاطرات خود داشته باشید، شاید حتی شما برای ملاقات دوست عکاس خود سر صحنه فیلم برداری حاضر شدید و ناگهان دوستتان دوربین را به دست شما می دهد تا خودش سری به سرویس های بهداشتی بزند و شما برای حس کنجکاوانه، عکسی از آن بازیگر می گیرید و حتی امکان دارد که در همان لحظه آن بازیگر به دلیل نداشتن گریم و متعلقات بر سر شما دادی بزند و شما هم فرار را بر قرار ترجیح داده و از معرکه گریزان شوید.

اما هیچ کدام از این مسائل مهم نیست. مسئله مهم اینجاست که اصلاً برای مردم و مخاطبان مهم نیست شما چگونه به این نقطه رسیده اید، مهم اینجاست که آنها به هم میگویند “اوووووه عکاس جینفر” و خواه، ناخواه برای تو صف می بندند.

در کسب کار، قانونی وجود دارد بنام “شهرت، شهرت می آورد” و تا این زمان کسی توان نقض و یا تکذیب این قانون را نداشته است.

عناوینی همچون “کتاب پر فروش سال” به خودی خود باعث میشه کتابت رو به طرز عجیبی بفروشی تا این حد که بسیاری از نویسندگان برای بالا رفتن آمار فروش کتاب، حجم انبوهی از کتاب خود رو خریده و در زیر زمین خانه شان انبار می کنند. زمانی که فروش به اندازه کافی بالا رفت بصورت ناگهانی دروغ شما تبدیل به واقعیت می شود.

حتی به صورت عامیانه و حتی عوامانه شاید این جمله را شنیده باشید که “اینقدر اداش رو در بیار تا خودش بشی” شاید شما در اول این بازی اصلا حس خوبی رو نداشته باشید اما من به شما قول می دهم تمامی افرادی که الان به جایی رسیده اند قبلا این بازی را انجام داده اند.

ریچارد برنسون (سرمایه‌گذار و کارآفرین انگلیسی، موسس Virgin Group متشکل از بیشتر از 400 شرکت)، در نوجوانی تصمیم گرفت در مجله‌ی بی‌نام‌ و نشانش چند بانک را ترغیب به ارائه آگهی نماید. برنسون به یکی از این بانک‌ها زنگ زد – که اسمش رو می‌گذارم بانک الف – و بهشون گفت که رقیب شماره یک اونها یک تبلیغ تمام‌صفحه در مجله‌ی برنسون سفارش داده. آیا بانک الف هم مایل هست با یه آگهی دیگه جوابشون رو بده؟ (در حالی که بانک ب ابداً چنین کاری نکرده بود). وقتی بانک الف یه آگهی سفارش داد، اون وقت برنسون با بانک ب تماس گرفت و همین کار رو تکرار کرد.

حال اجازه دهید تا من چند ایده را برای کسب شهرت به شما بدهم:

برای یک فرد مشهور بصورت مجانی کار کن: فقط از او اجازه بگیر که بتوانی این کار رو در رزومه کاری خودت بیاری، لازم نیست کسی بداند تو مجانی کار کردی، حتی مردم فکر می کنند تو بابتش چقدر پول گرفتی

بدون گرفته اجازه از کسی براش کار کن: به عنوان مثال بدون دلیل و یهویی از یه شخص مشهور که میتونی بهش دسترسی پیدا کنی عکس بگیر(حتی از دور) یا بشین یه لوگو برای گوگل طراحی کن یا بشین یه فیلم نامه برای یک کارگردان مشهور بنویس و تا جایی که میتونی این ها رو منتشر کن

اونوقته که میبنی چطور شهرت بازی برای تو اعتبار مجازی رو به اعتبار واقعی تبدیل می کنه.