ما به زور و مصیبت نیاز داریم

shadiاکثریت ما انسان ها تا زمانی که زور بالای سرمان نباشد چیزی را یاد نمیگیریم. بخاطر اینکه دوست نداریم در رفتار خود تغییر دهیم. به عنوان مثال مسئله تندرستی را در نظر بگیرید. ما از چه موقع رژیم غذایی خود را تغییر می دهیم و ورزش را آغاز میکنیم؟ از وقتی که دکتر می گوید اگر روش زندگی ات را عوض نکنی خودت را به کشتن می دهی! و آن وقت است که ناگهان به خود می آییم.

در روابط زناشویی:
ما معمولاً ازچه موقع به همسرمان می گوییم که دوستش داریم؟ ازوقتی که زندگی در حال پاشیده شدن باشد.

در مدرسه و دانشگاه:
ما سرانجام کی تسلیم می شویم و به درس می چسبیم؟ وقتی که خود را در آستانه مردود شدن می بینیم.

کی سرویس دهی به مشتریان را یاد میگیریم؟ پس از آنکه آنها را از دست دادیم

معمولاً کی دست به دعا و نیایش بر می داریم؟ وقتی زندگی مان پاشیده و مختل شده باشد.

ما بزرگترین درسهای را در زمانه سختی ها می آموزیم. شما مهمترین تصمیمات زندگی خود را چه زمانی اتخاذ کرده اید؟ پس از مصیبتها و شکستها و ضربه خوردنها و در زمانی که به زانو در آمده بودید.

در این زمان هاست که به خود میگویی: “دیگر از ورشکستگی و ناکامی و برزخ خسته شده ام. میخواهم یک کاری انجام دهم” ما پیروزی هایمان را جشن میگیریم اما چیز زیادی از آنها نمی آموزیم در حالیکه شکستها در عین دردناکی شان، آموزنده اند.

انسان موجودی عادت پیشه است و تا زمانی که اجباری برای تغییر کردن نبیند بر روال همیشگی خود پیش می رود.

کامران از کار بر کنار می شود. وقتی از پیدا کردن کار جدید مایوس می شود، کار و کسب کوچکی برای خودش راه می اندازد. حال برای اولین مرتبه در زندگی، کامران رئیس خود شده است و کاری را انجام می دهد که واقعاً به آن علاقه دارد. او مشکلات زیادی دارد اما زندگی او، هیجان و مفهومی تازه به خود گرفته است و همه اینها نتیجه مصیبت اولیه است.

رئیس من آدم پستی است و پست بودن او هم تقصیر من نیست بنابراین او باید خودش را تغییر دهد!

تا زمانی که بر این اعتقاد باشید رئیس شما پست باقی خواهد ماند! و بنابراین اشکالی ندارد که او را پست بدانید. اما اگر شما تصمیم به تغییر بگیرید به این معنی که بر نکات مثبت او تکیه کنید، از قضاوت در برابر او بپرهیزید و حتی خود را بجای او بگذارید، آن وقت است که مشکل، به کلی ناپدید می شود.

می پرسید” چگونه !!!

چندین احتمال متفاوت وجود دارد

1- ممکن است به تغییر نگرش شما واکنش مثبت نشان دهدو رفتارش را تغییر دهد.

2- ممکن است به اداره دیگری منتقل شود.

3- ممکن است شما کار دیگری بگیرید.

4- ممکن است او کارش را عوض کند.

5- ممکن است از این آدم خوشتان بیاید (واقعاً) تا بحال چند بار با کسانی رابطه دوستی برقرار کرده اید که در ابتدا قادر به تحملشان نبوده اید !؟

وقتی شما تغییر می کنید موقعیت شما هم تغییر می کند و این قانون است.

قانونی که نیاز به توجیح و تجزیه و تحلیل ندارد.تحول شما باعث تحول شرایط می گردد. اما این تغییرات باید خالصانه و بی ریا باشد!

کامران می گوید: “من از رئیسم گله و شکایب ندارم ولی هنوز معتقدم او یک آشغال است” بیهوده خود را فریب ندهید اسم این تحول نیست!

به نظر شما بهتر نیست همین حالا کارم را رها کنم و از شر این رئیس پست خلاص شوم!؟
می توانی این کار را بکنی اما به احتمال زیاد گیر یک رئیس پست دیگر خواهی افتاد، همه اینها بخشی از تحصیلات جهان هستی است! عوض کردن رئیس بی فایده است، خودت را تغییر بده.

۲ ديدگاه براي “ما به زور و مصیبت نیاز داریم

  1. این که کل تغییرات جهان با تغییر من و به نسبت من است رو قبول و اعتقاد دارم
    اما
    نظرت درباره رییس رو…نچ

  2. فائزه گفته است:

    اری کار ما چنین است: نوش دارو پس از مرگ سهراب

دیدگاه ها بسته اند.