بقال شدن به جای برنامه نویس شدن

11 دلیل برای بقال شدم به جای برنامه نویس شدنمدتها پیش آنقدر از فشار و سختی های برنامه نویسی در ایران عزیز خسته شده بودم که تصمیم گرفتم یک شغل شرافتمند جهت کسب و کار انتخاب کنم.

و همین امر باعث شد تا مشاغل گوناگون را از زاویه های علمی و عملی برسی کنم که در آخر نیز به شغل شریف “سوپر مارکتی” یا همان بقالی رسیدم.
به هزار و یازده دلیل شغل بقالی را انتخاب کردم که 11 تای آن را می گویم.

قبل از بیان دلایل بگذارید اعلام کنم به جای واژه بیگانه “سوپر مارکت” که متعلق به بلاد کفر است، از واژه وطنی “بقالی” استفاده می کنم.

1- بازار دائمی:

سیستم های نرم افزاری (وب سایتها، نرم افزارهای تحت وب، اپلیکیشن های موبایل و…) مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید یک پروژه ساختمانی کلنگ بخورد تا به آنها نیاز باشد.
وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای را تعریف کرد که نرم افزاری روی آن اعمال شود؛ هنوز که هنوزه از دیدگاه اغلب مدیران و تصمیم گیران، نرم افزارها و وب سایت ها کارهای تشریفاتی هستند.

اما با این حال یک سوپر مارکت یا همان بقالی نیاز روزمره مردم است. وضع مردم بد هم که شود باز هم یک مهمان ناخوانده شما را وادار به خرید می کند.

2- شما فقط می فروشید:

در برنامه نویسی و با اجرای هرگونه پروژه از قبیل وب سایت، نرم افزار و هر چیز دیگری که در آن چند خط کد به کار رفته باشد، داستان های دنباله دار کمدی و تراژدی جالبی را نیز به دنبال دارد که میتوان از جمله آنها به عوامل زیر اشاره کرد:

  • عرضه خدمات پس از فروش
  • تبدیل اطلاعات و انتقال آن از سیستم های قدیمی به جدید
  • آموزش به کارکنان تعطیل که حتی پروژه ارسال ایمیل را با هزار سلام صلوات و توصل به اولیای الهی انجام می دهند
  •  نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار دیزلی، بنزنی و زاغالی که مشتری به شما می دهد

اما در یک بقالی و یا سوپر مارکت شما فقط می فروشید.
اینکه مشتری نوشابه و پنیر را چگونه می مصرف می کند و یا اینکه وایتکس را می خرد تا بخورد به شما ربطی ندارد. حتی اینکه مشتری ظرف مناسبی را برای نگهداری از میوه دارد یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.

3- مدیریت منابع انسانی

در یک شرکت نرم افزاری و گروه برنامه نویسی شما با نیروی های متخصص، کارشناس و اندکی زود رنج (نازک نارنجی) سر و کار دارید. کافی است افراد گروه اندکی ناراحت شوند تا هوس خروج از گروه و مهاجرت به کانادا و یا یکی دیگر از کشورهای بیگانه به سرشان بزند.

اما در یک بقالی شما با یکی، دو کارگر که برای شما همانند ساعت کار می کنند و غر غر که نمی کنند هیچ، با همه سختی ها هم می سازند.

4- بازپرداخت سریع

در یک بقالی به محض فروش پولتان را می گیرد، اما در برنامه نویسی یک نرم افزار و حتی وب سایت تازه زمانی که پروژه را تحویل دادید و صوتجلسه و صورت حساب ها را فکس، ایمیل، نسخه اصل، نسخه فرع به مسئولین ارائه دادید، باید به دنبال پولتان بدوید.

آنقدر پول را دیر و تکه تکه به شما می رسانند که تبدیل به نوش داروی سهراب می شود، به نحوی که حاضرید بی خیال پولتان شوید.

5- تنوع مشتری

شما در یک شرکت طراحی و برنامه نویسی با طیف خاصی از مشتریان سر و کار دارید، دولتی، خصوصی، آموزشی، تجاری و … اما در در یک بقالی قیدی برای مشتری ندارید، زن، مرد، کودک، پیر، جوان، دارا، ندار و… همه به نوعی مشتری شما هستند.

آنهم مشتریان دائمی که از هر چیز میگذرند الا از خرید و خوراک خود.

6- کپی رایت

در یک سوپر مارکت نمی توانید یک بطری شیر بخرید و برای هم محله ای ها ، دوستان، همکاران و اقوام خود تکثیر کنید.
اما در سیستم های نرم افزاری خوب هم می توانید. اگر برنامه نویس، طراح و یا ایده پرداز آن ناراحت شد، سر سوزنی مهم نیست و اهمیت ندارد.

حتی اگر این قضیه از سوی تولید کننده اثر نیز پیگیری شود، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر قضیه پیچ دار می شود که ناخودآگاه صاحب اثر از کرده خود پشیمان، بیخیال و به غلط کردن می افتد.

7- یکبار برای همیشه

یک اثر را که شما طراحی و برنامه نویسی می کنید و می فروشید مشتری توقع پشتیبانی مادام العمر دارد، و حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقا نرم افزار را امضاء کند.

اما همه می دانیم که 78% اجناس یک سوپر مارکت را نمیتوان برای ماه های ماه و یا سال های سال نگه داری کرد. و مشتری باید در زمان مورد نظر اجناس جدیدی را خریداری کند.

8- عدم درک تفاوت

در سیستم های نرم افزاری از جمله نرم افزارهای تحت وب، وب سایت های اینترنتی، پورتال ها، سیستم های مدیریت محتوا و هزار مدل سیستم دیگه شما قاصر از آنید که به مشتری بفهمانید سیستم با سیستم متفاوت است.

مشتری مابین یک وبسایت 50 هزار تومانی و یک وب سایت 10 میلیونی هیچ فرقی قائل نیست.

در حالی که در یک سوپر مارکت مشتری تفاوت میان شکلات با شکلات و یا قهوه با قهوه را در می یابد و اگر به دنبال کیفیت باشد پولش را نیز می پردازد.

9- فصلی بودن کار

در تولید و ارائه یک اثر دیجیتالی شما وابستگی شدیدی به زمان دارید. برای مثال سازمانهای دولتی معمولاً در ماه های خاصی خرید می کنند. یا به عنوان مثال در ماه های فروردین و اردیبهشت به دلیل عدم ارائه بودجه به سازمانهای دولتی و نیمه دولتی شما با افت شدید فروش، عدم عقد قرار داد و یا تسویه حساب مواجه می شوید.

اما در یک سوپر مارکت و یا حتی مینی مارکت همیشه قفسه های فروشگاه مملو از جنس بوده و مشتریان برای خرید آنها سر و دست می شکنند.

شما در سوپر مارکت تقریباً در همه سال فروش خود را خواهید داشت. شب عید ها و در زمان قحطی های که جای خودش را دارد، می توانید پوست خلایق را حسابی و با رضایت خودشان بکنید.

10- بازه کوتاه زمان فروش

بک پروژه نرم افزاری ماه ها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در بقالی اجناس را شرکت های پخش و بازاریابی برای شما می آورند و شما آنهای را به سرعت می فروشید.

11- تغییر نیاز نیست

معمولاً نیازهای مشتریان تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار یا وبسایت رو فروخته و ارائه می دهید و مشتری توقع دارد که در چارچوب همان قرارداد اولیه تغییرات را اعمال کنید.

در یک بقالی و سوپر مارکت حتی اگر نیاز مشتری تغییر کند زمانی که از مغازه خارج شد شما دیگر مسئولیتی ندارید، اگر تصمیمش عو شد شما نگران نیستید و یک کالای جدید را به او می فروشید.

اگر دلایلی که برایتان آوردم جهت انتخاب شغل شریف “بقالی” بجای برنامه نویسی مکفی نیست لطفاً به یک روانپزشک مراجعه فرمایید.

باشد که به زودی بقال و رستگار شوید.

۴ ديدگاه براي “بقال شدن به جای برنامه نویس شدن

  1. الناز گفته است:

    می شه ی روانپزشک خوب بهم معرفی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. هدا گفته است:

    هرکسی را بهرِ کاری ساختند !

  3. حمیدرضا همتی گفته است:

    مطلب بسیار خوبی بود و مطلب طنز گونه بنده رو تکمیل کرد، به امید روزی که برنامه نویسی به جایگاه اصلی خودش برسه.
    بازم بابت توجه و اهمیت به موضوع تشکر

دیدگاه ها بسته اند.